تبليغاتX
مارال

مارال

ماهنامه ي اينترنتي فرهنگ و ادب ------- به زبان هاي فارسی و ترکی آذري

رازگونه / داستان کوتاه / علیرضا ذیحق

ZIHAGH1.jpg 

علیرضا ذیحق

 

رازگونه

 

داستان کوتاه

 

در حيرت آن بود كه آيا خطوطي از كف دستان او بوده كه رازش را آشكار نموده است و يا موقعي كه او ، سرگشته و بيمناك ، در كوره راه هاي نا آشنا به عزلتي خزيده و خيره در باديه بوده است او را ديده اند ؟ اينها هيچكدام اهميتي نداشتند زيرا كه او خود به اختيار باديه را در كف كوليان مي نهاد . همچون او كه مدت ها ، باديه را خزينه اي مي پنداشت و به پنهاني از كوهها گذر مي كرد تا طلايي همسنگ آن گيرد ، كوليان نيز آن را به ديده ي گنجي مي ديدند كه با پيشگويي آتيه ، سكه هاي مردمان را در آن جمع خواهند نمود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/29ساعت 19:8  توسط ماهنامه مارال  | 

دانلود کتاب "افسانه ی سیمرغ " برای موبایل/ علیرضا ذیحق / ادبیات کودک و نوجوان

افسانه ی سیمرغ ( داستانی برای کودکان و نوجوانان )

علیرضا ذیحق

 

دانلود داستان افسانه سیمرغ ( برای موبایل )

+ نوشته شده در  87/07/27ساعت 20:19  توسط ماهنامه مارال 

دانلود کتاب " زخم شیشه " برای موبایل / مجموعه ی داستان / علیرضا ذیحق

 
 
علیرضا ذیحق
 

  کتاب الکترونیکی زخم شیشه برای موبایل

 

دانلود کتاب زخم شیشه

 

" در چارچوب چوبین قابی کهن، با شیشه ای کدر و شکسته، چون مهی لغزنده ونرم درنگاه ام شکل گرفت. وتا چشمانم لحظه ای بر چشمان درشت و گیرایش و چهره ی مغموم او که تمام قاب را در بر گرفته بودخیره ماند، در انبوه مه پر رنگی که شتابان چهره اش را محو می ساخت، گم گشت. برق نگاه اش با پلک هایی که زخم شیشه خونی اش ساخته بود، متعجب ام کرد..."

منبع :   http://www.ebookmobile.blogfa.com/

+ نوشته شده در  87/07/27ساعت 20:18  توسط ماهنامه مارال 

دانلود کتاب " غلام حیدر داستانی " به زبان ترکی آذری ( pdf )/ علیرضا ذیحق ، چاپ اول۱۳۷۶

1-.jpg

 

  کتاب " غلام حیدر داستانی " به زبان ترکی آذری / علیرضا ذیحق ، چاپ اول۱۳۷۶

 

   دانلود :    متن لاتین را کلیک کنید       Click here to download this file

+ نوشته شده در  87/07/25ساعت 9:36  توسط ماهنامه مارال 

یادی از " احمد محمود " به مناسبت ششمين سالمرگ اش / یادداشتی از علیرضا ذیحق

 علیرضا ذیحق

 

در سوگ احمد محمود

 

احمد محمود را با «زائري زير باران» و «همسايه‌ها» شناختم و شيفتگي‌اش را به فرهنگ جنوب همچون شوق دكتر غلامحسين ساعدي ديدم در نقب لايه‌هاي زيرين مردم آذربايجان با آثاري چون «عزاداران بيل». اگر احمد محمود با «همسايه‌ها»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/23ساعت 11:28  توسط ماهنامه مارال 

خاطرات فراموش شده / داستان کوتاه / فرشته نوبخت

   فرشته نوبخت

 

خاطرات فراموش شده


 

داستان کوتاه

خرس افتاد روي زمين. دو لا شدم تا برش دارم. گفت : «هيچ آدم عاقلي خاطرات فراموش شده‌اش را از ته انباري بيرون نمي‌كشد.» خرس را برداشتم و سريع قامتم را راست كردم. يك‌دفعه نفس گرمش كه بوي تند دارچين مي‌داد به صورتم خورد. زبانم بند آمده بود. چشم‌هاي گرد و كهربايي‌اش را به من دوخته بود و انگار گوشه‌ي راست سبيل بورش كمي جمبيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/23ساعت 9:30  توسط ماهنامه مارال  | 

كتاب الكترونيكي " زني به نام آتش " براي موبايل / رمان / عليرضا ذيحق

 

علیرضا ذیحق


(علیرضا ذیحق  كتاب الكترونيكي " زني به نام آتش " براي موبايل / رمان / عليرضا ذيحق

 

دانلود

 

علیرضا ذیحق: "از نظر من شاعر ونويسنده خوب كسي نيست كه حتما بايد مثل من فكر كند و يا كه از نظر اخلاقي و معيار هاي ارزشي و حريم خصوصي زندگي، لكه سياهي تو كارنامه اش نباشد. چرا كه ارزشها نسبي اند و از جامعه اي به جامعه اي ديگر و همپاي زمان فرق مي كنند. نويسنده وشاعر خوب كسي است كه با بهره گيري از زبان زنده عصرخود، به كشف لحظه هايي از زندگي، عواطف و احساسات انساني نائل شود  كه در مردمان عصر خود و اعصاري كه هنوز نيامده اند با سبك و سياق خاص خود يك حس قوي از همذات پنداري، پويائي و نوستالژي فردي و گروهي ايجاد كند .
هنرمندان پرسنلي، سفارش بگير و مصلحتي نويس، شبه هنرمنداني اند كه هميشه يك جنين ناقص اند و تولدي هم اگر داشته باشند، تا ويلچر را از آنها بگيري، حركتي نمي كنند. نويسنده وشاعر خوب كسي است كه بعد از مرگش نيز، زنده باشد و خلاقيتش تأثير گذار. "

منبع :  http://www.ebookmobile.blogfa.com/post-138.aspx

+ نوشته شده در  87/07/22ساعت 12:22  توسط ماهنامه مارال 

تصمیم کبری در ساعت عشق / داستان کوتاه / علیرضا ذیحق

علیرضا ذیحق

 

تصمیم کبری در ساعت عشق

 

داستان کوتاه

تو فاز سيزدهم شهرک انديشه بود كه كبری، به خيابان هفتم پيچيد. هوا گرفته بود و ماهی ها به دنبال جفت خود، درجوی های كم عمق و آلوده، سرگشته می دويدند . يادش نمی آمد كه تا صبح امروز،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/20ساعت 17:19  توسط ماهنامه مارال 

کتاب الکترونیکی " عطش " برای موبایل / مجمعوعه ی شعر / علیرضا ذیحق

 
 

علیرضا ذیحق

 
  کتاب الکترونیکی " عطش " برای موبایل

 

دانلود

 

" او را رد پایی نبود
تنها گامی بود و قدمی
که راهی نمی رفت و اما
سخت خسته بود.
مجالی بود وزمانی
دریغ اما بودن را
کاروانی تا شهر فرداها نبود..."

 منبع : http://www.ebookmobile.blogfa.com/post-128.aspx

+ نوشته شده در  87/07/17ساعت 10:47  توسط ماهنامه مارال 

یادی از عمران صلاحی به مناسبت دومین سالمرگ اش/ یادداشتی از علیرضا ذیحق

    عليرضا ذيحق

 

مرد هزار لبخند

 

در سوگ عمران صلاحي

 

 "شايد باور نكنيد" اما با "گريه در آب"، چشم به "قطاري در مه" داشتم كه در "ايستگاه بين راه" "ناگاه يك نگاه" با"باران پنهان" اش كه سالها در آن "رؤياهاي يك مرد نيلوفري" خانه كرده بود تا گفتم استاد ايستاد و با "يك لبخند و هزار خنده" گفت: :« "مرا به نام كوچكم صدا بزن" كه "من بچه ي جواديه ام".» بعد از آن بود كه من نيز "عمران" صدايش كردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/14ساعت 13:52  توسط ماهنامه مارال  | 

مطالب قدیمی‌تر